Mitra Global CMS Mitra Global CMS Mitra Global CMS
 

ورود به سایت






دریافت رمز عبور
عضویت در سایت
 
Mitra Global CMS Mitra Global CMS Mitra Global CMS
گروه فكري فرهنگي تمهيد
Mitra Global CMS Mitra Global CMS Mitra Global CMS Mitra Global CMS Mitra Global CMS Mitra Global CMS Mitra Global CMS Mitra Global CMS Mitra Global CMS
 

لینک Rss مطالب

   
هویت دین و معرفت دینی
18 تیر 1387 ساعت 09:49

چکیده زیر را آقای مهدی پور در ادامه چکیده های خود به سایت ارائه کرده اند.
. بخش دوم: هویت دین و معرفت دینی فصل اول: تحلیل و بررسی نظریه دایرة المعارفی در این بررسی فقط آنچه را که به حیطه علم دینی مربوط می شود بررسی می کنیم و از میان ادیان فقط به اسلام توجه خواهیم کرد. 1- نظریه دایرةالمعارفی دین: طبق این نظریه، دین حاوی همه حقایق هستی و پاسخ گوی تمام نیاز های بشر است و جهان خلقت و شریعت متناظر یکدیگرند. این دیدگاه مقتضی "وحدت قلمرو علم با معارف دینی" است. در دفاع از این نظریه دو دسته دلیل(عقلی و نقلی) وجود دارد: دلیل عقلی: جامعیت و کمال دین: بر این اساس«دین مجموعه وظایف و اصول علمی و عملی است که همه ارزش ها و دانش های مورد نیاز بشر را به همراه داشته و حداکثر پیام را آورده است.»(همان:78) دلیل نقلی: آیاتی از قرآن کریم: (انعام:59)، (نحل: 89)

بخش دوم: هویت دین و معرفت دینی فصل اول: تحلیل و بررسی نظریه دایرة المعارفی در این بررسی فقط آنچه را که به حیطه علم دینی مربوط می شود بررسی می کنیم و از میان ادیان فقط به اسلام توجه خواهیم کرد. 1- نظریه دایرةالمعارفی دین: طبق این نظریه، دین حاوی همه حقایق هستی و پاسخ گوی تمام نیاز های بشر است و جهان خلقت و شریعت متناظر یکدیگرند. این دیدگاه مقتضی "وحدت قلمرو علم با معارف دینی" است. در دفاع از این نظریه دو دسته دلیل(عقلی و نقلی) وجود دارد: دلیل عقلی: جامعیت و کمال دین: بر این اساس«دین مجموعه وظایف و اصول علمی و عملی است که همه ارزش ها و دانش های مورد نیاز بشر را به همراه داشته و حداکثر پیام را آورده است.»(همان:78) دلیل نقلی: آیاتی از قرآن کریم: (انعام:59)، (نحل: 89) همچنین روایتی از امام صادق(علیه السلام) به این مضمون که خداوند بیان روشن هر چیزی را در قرآن آورده به طوری که هیچ بنده ای نمی تواند بگوید ای کاش خداوند فلان مطلب را در قرآن نازل کرده بود.(نقل به مضمون از کافی، ج1: 59 به نقل از جوادی آملی،1375: 120) البته نظریه دایرة المعارفی به دو صورت طرح شده است: جامعیت دین به معنای در بر داشتن تمام اصول و کلیات و نیز همه جزئیات و نظر دیگر این که دین فقط اصول و امور کلی را بیان کرده، سپس مجتهد باید با این اصول، به استخراج فروع بپردازد. شهید مطهری و استاد جوادی آملی نظر دوم را قبول دارند(مطهری: 1365، جوادی آملی: 1372) با این تفاوت که مطهری بر خلاف جوادی آملی از جامعیت دین به معنی شامل بودن کلیات علوم و دانش ها جانبداری نکرده و فقط به قوانین اجتماعی و حقوقی نظر داشته است. 2- سخنی در بررسی نظریه دایرةالمعارفی دین: اولین نکته این که دلیل عقلی که مبتنی برجامعیت دین است، مستلزم نقض حکمت الهی است که نوعی تقسیم کار را در جهان صورت داده و حد کلان آن نظام تکوین و تشریع است. این تقسیم کار ایجاب می کند که عقل(متعلق به نظام تکوین) و دین(متعلق به نظام تشریع) نسبت به هم استقلالی نسبی داشته باشند که این البته به معنای تباین نیست، بلکه یعنی عقل تا حدی که لازمه ایمان است به معارف شریعت دسترسی دارد و شریعت نیز حاوی استدلال هایی عقلی برای پشتیبانی از علوم و معارف خویش است. به این ترتیب عقل و دین از حیث برآوردن نیازهای آدمی مکمل یکدیگرند و به عبارت دیگر هیچ کدام به تنهایی پاسخ گوی تمام نیاز های انسان نیستند. اگر گفته شود، استقلال نسبی عقل و دین صحیح نیست زیرا بدون عقل نمی توان از هدایت شریعت بهره مند شد گفته می شود باید میان دو حوزه متفاوت عقل به عنوان ابزار معرفت و به عنوان منبع معرفت که دستاوردهای علمی و فلسفی بشر را شامل می شود، تفکیک کنیم. در مورد دلایل نقلی هم باید گفت در متون دینی به در نیامیختن حوزه عقل و دین تأکید شده است.(ر.ک. به بحار، ج2: 303) اما در مورد آیات و روایاتی که ازنگرش دایرةالمعارفی دفاع می کنند، درمورد آیه 59 سوره انعام، مقصود از کتاب مبین کاملاً روشن نیست و با نظر به کل آیه به علم خدا بر می گردد. اما در آیه 89 سوره نحل که صریحاً قرآن را روشن گر همه چیز می داند، "همه چیز" را می توان همه آنچه برای هدایت بشر لازم بوده است، تفسیر کرد زیرا هدف و مقصود الهی از نزول قرآن، هدایت بشر بوده است.(ر.ک. به ترجمه المیزان، ج2: 235) با توجه به گستردگی و تخصصی شدن حیرت انگیز علوم، با نگاه دوم به نظریه دایرة المعارفی هم نمی توان چنین جامعیتی را سراغ گرفت. فصل دوم: تحلیل و بررسی نظریه هرمنوتیکی طبق این نظریه، فهم و تفسیر هر متنی از جمله متون دینی بر اساس اصول معینی صورت می گیرد. 1- اصول دانش هرمنوتیک(براساس نظرات مؤلف کتاب هرمنوتیک، کتاب و سنت(شبستری،1375)) 1-1- تمایز شناخت تفهمی با شناخت تبیینی: فهم در امور انسانی رخ می دهد که مبتنی است بر تجربیات مشترک میان افراد آدمی. اما در مورد اشیا که این زمینه میان ما و آنها وجود ندارد، فقط تبیین علل ظهور پدیده ها ممکن است. 1-2- تفسیر به معنای رسیدن به معنی درست پنهان در متن و کنار زدن معانی نادرست است. 1-3- تفسیر همیشه مسبوق به پیش فهم های اجمالی مفسر است که در مواجهه با متن به فهم تفصیلی می رسد(دور هرمنوتیکی). 1-4- تفسیر درست، مستلزم دست یافتن به مراد مؤلف است.پس مفسرهم باید به تنقیح پیش فهم ها و انتظارات خود بپردازد و هم باید به بستر تاریخی متن برود و در آن شرایط مراد مؤلف را دریابد. 2-تأملی در اصول دانش هرمنوتیک علاوه بر آنچه گفته شد(گرایش سنتی یا رمانتیک)، گرایش های دیگری در هرمنوتیک وجود دارند که بعضاً اصول متفاوتی دارند. در گرایش های میانه رو، تندرو و گرایش انتقادی، اصول هرمنوتیک سنتی با چالش هایی روبروست. خلاصه این که چیزی به عنوان اصول مسلم «دانش هرمنوتیک» وجود ندارد. 3- معرفت دینی تابعی در نظریه هرمنوتیکی دستاورد رویکرد هرمنوتیکی این است که معرفت دینی، تابعی ازمعرفت های بشری است. لذا متون دینی چنان تیره اند که جز با دیگر شناخت ها، به عنوان تنها وسایل، قابل دسترسی نیستند . 4- نقد معرفت دینی تابعی علی رغم تصویری که رویکرد هرمنوتیکی ارائه می دهد، معرفت دینی از استقلالی نسبی برخوردار است. توضیح این مطلب این است که هر چند کسب معرفت دینی در گروی وجود ابزارهای مختلفی است که بشر برای دریافت معارف در اختیار دارد - همچون چشم وگوش و اعصاب، زبان و قواعد زبان و سایر دانش های بشری در مورد پدیده های جهان- ولی هیچ کدام مقوم معرفت دینی نیستند، یعنی از بنیان های تشکیل دهنده خود معرفت دینی نیستند و لذا اصالت و استقلال این معرفت را از میان بر نمی دارند. 5- بازشناسی سه سطح هرمنوتیکی 5-1- نطق:سخن متن: مسلم است که مؤلف یا مولد هر متنی، قصد و غرضی از نوشته اش دارد و می خواهد آن را به دیگران انتقال دهد. بنابراین، نویسنده در این سطح، مسأله ای را که مد نظرش است، تبیین می کند سپس جواب آن یا مسیر رسیدن به جواب را بیان می کند. لذا این پرسش قابل طرح است که «متن چه معنایی را انتقال می دهد؟» 5-2- استنطاق: سخن بر آوردن «از» متن در این سطح سر و کار با معانی پنهان متن است. یعنی متن این قابلیت را دارد که دربرابر سؤالات جدیدی که برای خواننده پیش می آید، پاسخ گو باشد. در این سطح این پرسش قابل طرح است که «متن چه معنایی را می تواند انتقال دهد؟» لذا خواننده متن هم باید بتواند هنرمندانه سؤالات نوین بشری را در برابر متن قرار دهد و هم باید محقق و مفسر خوبی باشد تا بتواند شواهد کافی را از متن استخراج کند و با ایجاد ارتباط میان آنها به نتیجه برسد. 5-3- انطاق: سخن درآوردن «در» متن در این سطح بر خلاف دو سطح پیش، معنا، مولد یا مؤلف محور نیست بلکه مخاطب محور است. یعنی خواننده متن بر اساس وضع و حال خویش، به دنبال این است که معنایی را به متن تحمیل کند. پس این پرسش قابل طرح است که «متن چه معنایی را تحمل می کند؟» بنابرآنچه گفته شد، برای فهم یک متن از جمله قرآن، دو سطح نطق و استنطاق اهمیت درجه اول دارند و نمی توان و نباید کار فهم متن را یکسره به انطاق مربوط کرد. آنچه در سطح انطاق، قابل قبول است حمل معناهایی است که متن آنها را «تحمل می کند». بنابراین در این سطح نباید پنداشت واژه ها همچون ظروفی تهی هستند که می توان آنها را از معانی مورد نظر خود و دوره خود، ولو با معانی اولیه در تضاد باشند، پر کرد. 6- آزمون هرمنوتیک رویکرد تابعی در معرفت دینی، تصویری ناتمام از آن به دست می دهد و هویت دین را در هاله ای از ابهام گم می کند. به کمک یک «آزمون هرمنوتیک» می توان عدم اعتبار معرفت دینی تابعی را آشکار کرد. داعیه اصلی در این آزمون این است: چنین نیست که مفسری بتواند با هر پیش فهمی به سراغ قرآن بیاید و آن را تا آخر بخواند، بدون آن که ناگزیر شود در برخی از پیش فهم هایش تجدید نظر کند. فصل سوم: تحلیل، بررسی و بازسازی نظریه قبض و بسط تئوریک شریعت تأمل در معرفت دینی دین داران، کاری است که تا کنون کمتر به صورت نظام مند بررسی شده است. نظریه قبض و بسط ، اولین گام در این جهت است و لذا نیازمند تقویت قوت ها و از بین بردن ضعف هایش می باشد. 1- توصیفی از اصول اساسی نظریه: شامل سه اصل تغذیه و تلائم، قبض و بسط هماهنگ و تحول است که طبق آن فهم ما از شریعت(درست یا نادرست) همواره از معارف بشری تغذیه می شود و با دگرگونی در معارف بشری، شریعت دچار تغییر می شود. بر اساس اصل تحول، درمعارف بشری تحول رخ می دهد. اصل تغذیه و تلائم پایه این نظریه است. بنابراین مؤلفه های آن را بر می شمریم: 1-1-وحدت روش شناختی خرد: «علوم به اعتبار میزان داوری به سه دسته بزرگ عقلی و نقلی و تجربی تقسیم می شوند.»(سروش، 1375: 418) پس هر یک از این دسته ها در حیطه خود وحدت روشی دارد. 1-2- وحدت معرفت شناختی کلان: در نگاه کلان به مجموعه معارف بشری، ارتباط و پیوندی سراسری میان آنها دیده می شود که دلایل متعددی دارد از جمله رابطه منطقی- تولیدی میان علوم و پیوند دیالوگی میان علوم و... 1-3- به کارگیری وحدت معرفت شناختی کلان برای تبیین معرفت دینی: از آنجا که بحث قبل، معرفت دینی را نیز شامل می شود، چند نکته شایان ذکر است: الف)منظور از معرفت دینی در نظریه قبض و بسط، اعم از معرفت دینی صحیح یا نا صحیح است که توسط عالمان دینی در هر دوره به صورتی روش مند به دست می آید. ب)علوم ديني به منزله علوم مصرف كننده: علوم ديني نسبت به ديگر معارف بشري جايگاهي ثانوي و متأخر دارند. ج) تأثير متقابل معارف بشري و معرفت ديني: هر يك از آنها مي تواند بر ديگري تأثير بگذارد. د) كاركرد هاي معارف بشري در معرفت ديني: نخست در مقام گردآوري معرفت هاي ديني، در مقام داوري درباره درستي و نادرستي آنها و سوم در چارچوب بخشيدن و سامان دادن به آنها(همان: 280) ه) هماهنگي معرفت ديني با معارف بشري 1-4- كثرت معرفت شناختي بسيار كلان: مبناي معرفت شناختي نظريه، پس از لايه هاي وحدت روش شناختي خرد و وحدت معرفت شناختي كلان، در ژرف ترين لايه به «كثرت معرفت شناختي بسيار كلان» مي رسد. يعني همان طور كه يك انقلاب علمي، با ايجاد تحول در ساير پيكره معرفت، وجود علمي واحد را نشان مي دهد، با نظر به طرفين انقلاب علمي مي توان دو دنياي معرفتي متباين را ملاحظه كرد. 2- تحليل و نقد اصول اساسي نظريه: نقد نظريه بيشتر به دو لايه «وحدت معرفت شناختي كلان» و «كثرت معرفت شناختي بسيار كلان» مربوط مي شود، كه اولي گاهي به نام «كل گرايي» در فلسفه معاصر مطرح است و در مقابل آن بنيادگرايي قرار دارد. از جمله فيلسوفاني كه به بحث كل گرايي پرداخته اند، كواين است كه دو مرحله تند و ملايم را پشت سر گذاشته است. كواين در مرحله كل گرايي تند با رد دو اصل جزمي پوزيتيويسم منطقي به اين نتايج مي رسد: اولاً همه گزاره هاي ما به هم متصلند و تفكيك نوعي نداريم و ثانياً گزاره هاي منفرد به تنهايي در برابر تجربه به داوري نمي ايستند، بلكه كل علم درگير مي شود. اما كواين در مرحله دوم انديشه خود، اين كل گرايي تند را مورد انتقاد قرار مي دهد و به كل گرايي ملايم روي مي آورد كه ويژگي هاي اساسي معرفت شناختي آن چنين است: مرزهاي موضوعي ميان رشته هاي علمي، واقعي نيستند و علم شبكه اي به هم پيوسته است كه در كناره هاي آن گزاره هاي مشاهده اي و در كانون آن گزاره هاي منطقي و رياضياتي قرار دارند. در اثر رو به رو شدن علم با شواهد مخالف، گزاره هاي كانوني ديرتر مورد بازنگري قرار مي گيرند ولي غيرقابل تجديد نظر نيستند. غلبه بر تعارض ها از طريق رابطه ديالكتيكي ميان ارزش هاي معرفتي همچون مشاهده از يك سو و محافظه كاري و كلي بودن و سادگي از سوي ديگر صورت مي گيرد. ويتگنشتاين نيز در آخرين اثر خود، در باب يقين(1969)، به كل گرايي رو ي آورده، البته برخي، اظهارات او را بنيادگرايي ناميده اند زيرا به پايه و بنياد ثابت در چارچوب معرفتي اعتقاد دارد. در مقايسه ويتگنشتاين با كواين مي توان گفت او نيز ابتدا به بنياد گرايي نسبي كه تقريباً متناظر با كل گرايي تند است باور داشت، اما سپس به سمت بنيادگرايي مطلق كه با كل گرايي ملايم متناسب است، حركت كرد. به كارگيري كل گرايي تند در نظريه قبض و بسط تئوريك شريعت وحدت معرفت شناختي كلان در اين نظريه، رويكردي كل گرايانه و از نوع تند آن است، چون اولاً مجموعه معرفت هاي بشري را يكپارچه و حيات و ممات آنها را جمعي مي داند، ثانياً هيچ گزاره يا ژاره معرفتي را مصون از بازنگري نمي داند. اين دو ويژگي در ضمن تعابيري چند در نظريه بيان شده است. به عنوان نمونه رجوع كنيد به : (سروش، 1375: 165)، (همان: 180)، (همان: 401)، (همان:399- 401) بنابراين هيچ يك از مفروضات و حتي «فرض هاي سهمگين» هم به دور از اتهام و لذا حذف و تغيير نيستند، حتي اصل تناقض(همان: 397)، البته در جاي ديگري از نظريه، سخن كمي ملايم تر مي شود، اما هنوز كل گرايي تند در آن مشهود است.(همان:401)، (همان: 403- 404) نقد كل گرايي تند تغيير موضع كواين و ويتگنشتاين از كل گرايي تند به ملايم، خود حاكي از اشكالات و نقد هايي است كه بر آن وارد است. اما لاكاتوش نيز معتقد است تجربه اي مخالف با يك نظريه يا مجموعه معرفت بشري به تنهايي و بدون پشتوانه عقل سليم و زمينه عقلاني، نمي توانند به محاكمه دست يازد. كل گرايي تند بر اين باور است كه شواهد مخالف، همه پيكره معرفت بشري را به خطر مي اندازند، اما اين گونه پشت خود اين شواهد را از ملاحظات عقلاني خالي كردن، خطر شكاكيت را به همراه دارد.

 
< بعد   قبل >
   

حاضرین در سایت

حاضرین در سایت : 6 نفر مهمان
 
Mitra Global CMS Mitra Global CMS Mitra Global CMS Mitra Global CMS Mitra Global CMS Mitra Global CMS Mitra Global CMS Mitra Global CMS Mitra Global CMS
Mitra Global CMS Mitra Global CMS Mitra Global CMS
   
Mitra Global CMS Mitra Global CMS Mitra Global CMS