|
ويژه : پيرامون انقلاب اسلامي |
|
11 تیر 1387 ساعت 19:49 |
|
ویژه : آزادی واقعی در نظام اسلامی و تفاوت آن با آزادی دروغین غربی در نگاه رهبری
منبع : ویژگی های انقلاب اسلامی در آئینه نگاه مقام معظم رهبری
گردآوری : آقای مهران پور
در جمهوری اسلامی، یک عده از اول انقلاب تا حالا بودند و باز هم هستند که در گوشه وکنار نق می¬زنند و می¬گویند: ما آزادی نداریم! این نق را کجا می¬زنند؟ آیا در یک اتاق دربسته می¬گویند؟ در نظامی که اختناق وجود داردو آزادی نیست، کسی که آزادی ندارد، نمی¬تواند حرفش رابزند. اگر بخواهد بگوید من آزادی ندارم، مجبور است همین حرف راهم در یک پستو و اتاق و یک جمع خصوصی –همانطوری که ما در زمان رژیم گذشته بودیم- بیان کند؛ اما این آقایان، در روزنامه کثیرالانتشار و مجله¬ای که ممکن است چند هزار نسخه چاپ بشود حتی در رادیو و تلویزیون جمهوری اسلامی حرف می¬زنند و می¬گویند: ما آزادی نداریم!! خدا آنها را به دست خودشان رسوا کرد. همین که در یک روزنامه، یک نفر می¬نویسد و چاپ می¬شود و می¬گوید ما آزادی نداریم، دلیل این است که او دروغ می¬گوید اگر آزادی نداشت، نباید این حرف چاپ می¬شد و یا در بلند گوی عمومی کشور پخش می¬گردید. پیداست او خلاف می¬گوید و خودش نمی¬فهمد که آبروی...
پیرامون انقلاب اسلامی
ویژه : آزادی واقعی در نظام اسلامی و تفاوت آن با آزادی دروغین غربی در نگاه رهبری
در جمهوری اسلامی، یک عده از اول انقلاب تا حالا بودند و باز هم هستند که در گوشه وکنار نق می¬زنند و می¬گویند: ما آزادی نداریم! این نق را کجا می¬زنند؟ آیا در یک اتاق دربسته می¬گویند؟ در نظامی که اختناق وجود داردو آزادی نیست، کسی که آزادی ندارد، نمی¬تواند حرفش رابزند. اگر بخواهد بگوید من آزادی ندارم، مجبور است همین حرف راهم در یک پستو و اتاق و یک جمع خصوصی –همانطوری که ما در زمان رژیم گذشته بودیم- بیان کند؛ اما این آقایان، در روزنامه کثیرالانتشار و مجله¬ای که ممکن است چند هزار نسخه چاپ بشود حتی در رادیو و تلویزیون جمهوری اسلامی حرف می¬زنند و می¬گویند: ما آزادی نداریم!! خدا آنها را به دست خودشان رسوا کرد. همین که در یک روزنامه، یک نفر می¬نویسد و چاپ می¬شود و می¬گوید ما آزادی نداریم، دلیل این است که او دروغ می¬گوید اگر آزادی نداشت، نباید این حرف چاپ می¬شد و یا در بلند گوی عمومی کشور پخش می¬گردید. پیداست او خلاف می¬گوید و خودش نمی¬فهمد که آبروی خودش می¬برد. می¬گویند: اینهایی که به نماز جمعه می¬آیند، همه ملت نیستند!! می¬گوییم: بسیار خوب، اینهایی که در راهپیمایی میلیونی 22 بهمن حاضر می¬شوند، چطور؟ آنهایی که تشییع جنازه امام آمدند و ده، یازده میلیون انسان در تهران جمع شدند، چطور؟ آیا آن جمعیت، همه ملت است یا نه؟ ملت، اسلام را می¬خواست جمهوری اسلامی رامی¬خواهد، دنبال سر رهبری است، پشت سر نظام جمهوری اسلامی است و هر کس که در راه اسلام حرکت می¬کند و صدق و امانت او برای مردم آشکار شده، مورد اعتماد مردم است و مردم پشت سر او هستند. در مکتب غربی لیبرالیسم، آزادی انسان، منهای حقیقتی به نام دین و خداست؛ لذا ریشه آزادی را هرگز خدادای نمی¬دانند؛ هیچکدام نمی-گویند که آزادی را خدا به انسان داده است؛ دنبال یک منشأ و ریشه فلسفی برایش هستند، که عرض کردم. ریشه¬هایی هم ذکر کردند و تفسیرهای گوناگونی در این زمینه دارند.در اسلام ، «آزادی » ریشه الهی دارد؛ خود این، یک تفاوت اساسی است و منشأ بسیاری از تفاوتهای دیگر می¬شود. در لیبرالیسم غربی چون حقیقت و ارزشهای اخلاقی نسبی است، لذا«آزادی» نا محدود است . چرا؟ چون شما که به یک سلسله ارزشهای اخلاقی معتقدید، حق ندارید کسی را که به این ارزشها تعرض می¬کنند ملامت کنید؛ چون او ممکن است به این ارزشها معتقد نباشد؛ بنابراین هیچ حدی برای آزادی وجود ندارد؛ یعنی از لحاظ معنوی و اخلاقی، هیچ حدی وجود ندارد؛ منطقاً «آزادی» نامحدود است. چرا؟ چون حقیقت ثابتی وجود ندارد؛ چون به نظر آنها، حقیقت و ارزشهای اخلاقی نسبی است. «آزادی» در اسلام اینطوری نیست. در اسلام، ارزشهای مسلم و ثابتی وجود دارد؛ حقیقتی وجود دارد. حرکت در سمت آن حقیقت است که ارزش و ارزش آفرین و کمال است. بنابراین، «آزادی» با این ارزشها محدود می¬شود اینکه این ارزشها را چگونه باید فهمید و بدست آورد مقوله¬ای دیگر است. ممکن است کسانی راههای غلطی را در فهم این ارزشها بروند، ممکن است کسانی راههای درستی را بروند، آن خارج از این بحث است. بهرحال «آزادی»، محدود به حقیقت و محدود به ارزشهاست. همین «آزادی اجتماعی» که اینقدر در اسلام ارزش دارد اگر در خدمت ضایع کردن فرآورده های ارزشمند مادی یا معنوی یک ملت بکار گرفته شود مضر است؛ درست مثل حیات خود یک انسان. «من قتل نفساً بغیر نفس او فساد فی الارض فکانما قتل النّاس جمیعاً». در منطق قرآن کشتن یک انسان، مثل کشتن همه انسانیت است؛ این مفهوم خیلی عجیبی است؛ کسی که دست به قتل یک انسان دراز می¬کند مثل اینست که همه انسانیت را کشته است چون تعرض به حریم انسانیت است لیکن استثناء آن این است: «بغیرنفس او فساد فی الارض»؛ مگر اینکه آنکسی که مورد این تعرض قرار می¬گیرد خود او بجان کسی تعرض کرده باشد، یا فسادی ایجاد کرده باشد. ببینید، ارزشها و حقایق ثابت و مسلم، این آزادی را محدود می¬کند؛ همچنان که حق حیات را محدود می¬کند. |