Mitra Global CMS Mitra Global CMS Mitra Global CMS
 

ورود به سایت






دریافت رمز عبور
عضویت در سایت
 
Mitra Global CMS Mitra Global CMS Mitra Global CMS
گروه فكري فرهنگي تمهيد
Mitra Global CMS Mitra Global CMS Mitra Global CMS Mitra Global CMS Mitra Global CMS Mitra Global CMS Mitra Global CMS Mitra Global CMS Mitra Global CMS
 

لینک Rss مطالب

   
خصوصیات و ویژگی های انقلاب اسلامی 1
11 تیر 1387 ساعت 18:00
اين چكيده را آقاي مهران پور مربوط به گروه انحرافات انقلاب نوشته اند. در این چکیده(دومین چکیده) خصوصیات و ویژگی های انقلاب اسلامی مرور می شود :‌ ۱. خصوصیت اول انقلاب اسلامی ؛ احیاء ارزشهای دینی و اخلاقی و معنوی و ایمانی این خصوصیت، در عنوان «اسلام» انقلاب و نظام جمهوری جلوه نمود. مردم در انقلاب اسلامی، به دنبال تحولاتی بودند که برمبنای اسلام صورت گیرد. تلاش طولانی استکبار جهانی و ایادی داخلی آنان در حذف اسلام از زندگی سیاسی، اجتماعی و فرهنگی مردم با این انقلاب بی¬اثر باشد. ملّی¬گراها که در سایه¬ی حمایت زورمندان عالم تلاش گسترده¬ای در تقدّم «ایرانیت»بر «اسلامیت» به عمل آورده بودند و می¬خواستند توجه و باور مردن را از ارزشهای دینی به عنوان اولویت نخست و مبنا و زیربنای حرکت آنان به سوی آنچه «ایران باستان» نامیده می¬شد، منحرف سازند، در این انقلاب، ناکام ماندند و مردم، باورهای دینی را سرلوحه¬ی خواست خود از انقلاب قرار دادند. این خصوصیت سبب شد تا اوّلاً، انقلاب محدود به اقشار خاصی نشود و همه¬ی مردم در صحنه¬های انقلاب حاضر شده و انقلاب را از آن خود و برای خود بدانند. ثانیاً از بسیاری حوادث و جریانات سوء که در انقلابها، امری طبیعی و ذاتی بود، جلوگیری شود. انقلابهای دیگر، غالباً بر مبنای تفکرات مادّی انجام گرفته است. در این چکیده(دومین چکیده) خصوصیات و ویژگی های انقلاب اسلامی مرور می شود :‌ ۱. خصوصیت اول انقلاب اسلامی ؛ احیاء ارزشهای دینی و اخلاقی و معنوی و ایمانی این خصوصیت، در عنوان «اسلام» انقلاب و نظام جمهوری جلوه نمود. مردم در انقلاب اسلامی، به دنبال تحولاتی بودند که برمبنای اسلام صورت گیرد. تلاش طولانی استکبار جهانی و ایادی داخلی آنان در حذف اسلام از زندگی سیاسی، اجتماعی و فرهنگی مردم با این انقلاب بی¬اثر باشد. ملّی¬گراها که در سایه¬ی حمایت زورمندان عالم تلاش گسترده¬ای در تقدّم «ایرانیت»بر «اسلامیت» به عمل آورده بودند و می¬خواستند توجه و باور مردن را از ارزشهای دینی به عنوان اولویت نخست و مبنا و زیربنای حرکت آنان به سوی آنچه «ایران باستان» نامیده می¬شد، منحرف سازند، در این انقلاب، ناکام ماندند و مردم، باورهای دینی را سرلوحه¬ی خواست خود از انقلاب قرار دادند. این خصوصیت سبب شد تا اوّلاً، انقلاب محدود به اقشار خاصی نشود و همه¬ی مردم در صحنه¬های انقلاب حاضر شده و انقلاب را از آن خود و برای خود بدانند. ثانیاً از بسیاری حوادث و جریانات سوء که در انقلابها، امری طبیعی و ذاتی بود، جلوگیری شود. انقلابهای دیگر، غالباً بر مبنای تفکرات مادّی انجام گرفته است. همه¬ی انقلابها این گونه¬اند. حتّی انقلابهایی که مقدّمات آنها مذهبی یا اسلامی بوده است، در انتها از حالت اسلامی بودن خارج شدند، مثل بعضی از کشورها که در اول، انقلابشان در مساجد شکل گرفت و نهضت از مساجد یا مدارس دینی شروع شد-هم در آسیا و هم در آفریقا- لیکن بعد که حرکات رشد پیدا کرد، چون در میان مذهبیون، قوّت رهبری کافی وجود نداشته، دیگران آمدند و امور را قبضه کردند و خط را از حالت مذهبی، به سمت لامذهبی بردند. تقریباً هیچ نقطه¬یی از دنیا را که در آن انقلاب شده باشد، سراع ندارم که از این قاعده کلی خارج باشد؛ ولی در کشور ما این طور نشد. علاوه¬ی بر این، روحیه¬ی مذهبی در این انقلاب کاری کرد که در دوران انقلاب، کمترین ضایعه به وجود آید. این، نکته مهمی است که اگر کسانی در انقلابهای مادی دنیا-مخصوصاً انقلاب اکتبر کشور روسیه- مطالعه کرده باشند، معنای این مطلب را خیلی خوب می¬فهمند. آن جاهایی که انقلابی بر اساس لامذهبی به وجود آمده، در هنگام شکوفایی انقلاب و اوج نهضت انقلابی، ضایعات فراوانی ایجاد شده است. امروزه در همه جای عالم، ارزشهای معنوی، روبه احیا شدن مجدد هستند و بسیاری از آنها احیا شده¬اند و مادّیگری در شکلهای مختلفش-چه به شکل تفکرات مارکسیستی و چه به شکل خطرناکتر آن، یعنی حاکمیت مادّه، توأم با پول و زور و تبلیغات، که در استکبار جهانی و بیش از همه، در حکومت آمریکا متجلی است- ناکامی و ناتوانی خود را نشان داده است. آن روزی که این انقلاب پیروز شد، ارزشهای معنوی در دنیا مرده بود و ارزشهای مادّی بر همه¬ی ارکان زندگی ملتهای عالم حاکم بود. این انقلاب، بر پایه¬ی ارزشهای معنوی سربلند کرد. امروز اگر به دنیا نگاه کنید، می¬بینید که پایه¬های مادّیگری لرزیده است و انقلابهایی که بر اساس مادّیگری به وجود آمده بود، مثل بازیچه¬ی کودکان فرو ریخته است. آن نظامی که به مادّیگری افتخار می¬کرد-یعنی نظام مارکسیستی و سوسیالیستی- و امپراتوری بزرگی تشکیل داده بود و به ضدیت با معنویت ودین افتخار می¬کرد، متلاشی شده و از بین رفته است. آن روزی که انقلاب شما به پیروزی رسید، از اسلام بخصوص به عنوان یک پرچم نجاتبخش در دنیا خبری نبود. در کشورهای اسلامی هم اگر کسی می¬خواست انقلاب بکند، پایه¬های انقلاب، پایه¬های مارکسیستی بود! یعنی کمونیست! اسلام را با تلاش زیاد، منفعل و به خیال خود مضمحل کرده بودند. کسی جرأت نمی¬کرد که به مسلمانی خود افتخار بکند. امروز شما نگاه کنید، هر جا چند نفر مسلمان دور هم هستند –ولو یک اقلیت- قرآن را سر دستشان می¬گیرند و با افتخار می¬گویند که ما مسلمانیم. این، از آثار انقلاب شماست. این را شما کردید، این را امام انجام داد. 2. خصوصیت دوم، مردمی بودن است. انقلابهای دیگر-آنها که حقیقتاً انقلاب بودند- پس از پیروزی خود، اغلب نسبت به مردم بی¬اعتنا شدند. کودتاها و حرکات نظامی و امثال اینها را کاری نداریم. انقلابها، همیشه در همه جای دنیا به دست مردم به وجود آمده، اما بعد از آن که به پیروزی رسیده یا در آستانه¬ی پیروزی قرار گرفته، احزاب یا حزب جای انقلاب و مردم را گرفته است و مردم کنار رفته¬اند. مثل کشورهای کمونیستی و سوسیالیستی دنیا که نظامهای خیلی از آنها، با یک انقلاب به وجود آمده بود و مردم در آن نقش داشتند و به گروه انقلابی و مبارز مردم کمک کرده بودند، اما در همه¬ی این کشورها، به مجرد اینکه انقلاب به پیروزی نزدیک شد یا به پیروزی رسید، مردم دیگر هیچکاره شدند و حزب همه کاره شد. حزب کمونیست یا هر اسم دیگری که برای حزب حاکم داشتند، هر کاری که خواست بکند، به نام مردم کرد، اما مردم در هیچ کار نقش نداشتند؛ همان مردمی که به خیابانها آمده بودند، یا به نحوی از آنها مبارزه کرده بودند، یا مثلاً از گروه پشتیبانی کرده بودند. مردم، حتی این حق را نداشتند که یک نماینده به مجلس قانونگذاری بفرستند. در هیچ کدام از این کشورها که به اصطلاح کنگره¬های ملی دارند و همان مجالس قانونگذاری آنهاست، نمایندگان مردم حضور ندارند! اصلاً مردم هیچ نقشی نداشتند. این، چیز خیلی عجیبی است. اما همین چیز عجیب، همه جای دنیا بود. اما در اینجا، پشتیبانی و حضور مردم در فعالیتهای سیاسی واقتصادی و حرکت نظامی وجود دارد. اگر امروز، دولت یا یکی از مسؤولان بخواهد حرکتی را انجام بدهد که مردم آن را نپسندند، می¬توانند جلویش را بگیرند. همه جا مردم حضور دارند. این، خصوصیت انقلاب ماست. هیچ انقلابی در دنیا، این گونه نیست. این نکته را از روی بصیرت و اطلاع از نزدیک می¬گویم و این استثنایی است. نتیجه این است که نظام، نظام مستحکمی است؛ زیرا که مردمی می¬باشد. آن چیزی که به وسیله¬ی ابرقدرتها قابل از بین رفتن است، عبارت از حکومتی است که به مردم متکی نیست. آن چیزی که به وسیله ی عوامل سازمان جاسوسی امریکا، در یک کشور قابل برداشتن و گذاشتن است، حکومت یا دولتی است که با مردم رابطه¬یی نداشته باشد و پشتوانه¬ی عظیم قوی مردمی، پشت سرش نباشد. حکومتی که دشمن خارجی می¬تواند چهارنفر علیه آن به کودتا وادار و تحریک بکند، حکومتی است که روی تخت حکومت نشسته، اما مردم به او وصل نیستند. مردم برای خودشان می-روند و او برای خودش حرکت می¬کند. نظامی که در آن حاکم-چه رهبر، چه ریاست جمهوری، چه ریاست قوه¬ی قضاییه، چه مجلس شورای اسلامی- متکی و متصل به مردم و مورد علاقه و پشتیبانی و حمایت آنهاست، نظام جمهوری اسلامی است که نه امریکا و متحدانش و نه شرق و نه غرب –آن روزی که دو قدرت بزرگ در دنیا وجود داشت- ونه هیچ قدرتی قادر نیست این نظام و حکومت را متلاشی و بلکه متزلزل کند. حاشیه هایی بر خصوصیت اول انقلاب اسلامی(احیاء ارزش های دینی) : ۱. ابرقدرتها با انقلاب ما مخالفند. آنها مجسمه¬ی شر و فسادند. شریر واقعی و درجه¬ی اول، ابرقدرتها هستند؛ یعنی حکومتها و سردمدارانی که بخشی از دنیا در قبضه¬ی قدرت آنهاست و در امور ملتها هم –غیر از ملت خودشان- دخالت می¬کنند. این که کسی ادعا کند ما طرفدار حقوق بشریم، قضیه را تمام نمی¬کند. طرح قضیه¬ی حقوق بشر از طرف سردمداران امریکا،چه حالا و چه در روزهای قبل؛ یک دکان و یک وسیله برای استفاده¬ی بیشتر است. اینها به حقوق بشر اعتقاد ندارند. اینها کسانی هستند که درمقابل چشمشان، حکومت صهیونیستی در کشور فلسطین، مردم فلسطین را به بدترین وجهی زیر فشار و کشتار و اختناق و شکنجه قرار می¬دهد و آنها حاضر نیستند حتّی به زبان، عمل او را محکوم کنند. فلسطینی¬ها انسان نیستند؟! حقوق بشر شامل فلسطینی¬ها نمی¬شود؟! اسلام نمی¬گذارد مردم زیر بار سلطه¬ی قدرتهای شرور و مفاسد دنیا بروند. اسلام نمی¬گذارد دشمنان ملت مجدّداً بر این کشور مسلط شوند و منابع مادّی و انسانی آنان را به یغما ببرند. اسلام نمی¬گذارد روشها و شیوه¬های زندگی غربی که غرق شدن در شهوات و غفلت از خدا و انسانیت است بر زندگی اجتماعی مردم حاکم شود. آیا اینها، دلیل محکمی برای دشمنی سردمداران سلطه¬ی جهانی با انقلابی که ماهیّت و هویّت اسلامی دارد، نیست؟ ممکن است کسی بگوید مگر اسلامی بودن این انقلاب چه تأثیری دارد؟ بله، تأثیر بسیار زیادی دارد. در انقلابهای دیگر ، قدرتهای استکباری فشار را وارد می¬کردند و با وارد آوردن فشار از طرفی و نشان دادن در باغ سبز از طرف دیگر، انقلابیون را به تدریج به سمت خودشان جذب می¬کردند. این، سرنوشت بیشتر انقلابهای قرن بیستم از حدود پایان جنگ جهانی دوم تا وقتی که انقلاب اسلامی پیروز شد و حتی بعد از آن، می¬باشد. بسیاری از انقلابها به وجود آمدند، بسیاری از چهره¬های انقلاب در دنیا شناخته شدند؛ اما مدتش محدود بود. قدرتهای استکباری، به مرور توانستند مقداری فشار وارد کنند و هم مسئولان کشور و اولیای انقلاب و هم به تبع آن، مردم را خسته کنند؛ آن وقت درباغ سبز کمکهاشان لبخندهای خودشان را نشان دادند و آنها را زیر بار خودشان کشیدند. همین کشورهایی که امروز شما ملاحظه می¬کنید و می¬بینید که در رأس بعضی از آنها، فاسدترین آدمها هستند؛ یک روز کشورهای انقلابی بودند؛ اما امریکا و استعمار و ایادیشان در منطقه و حکومتهایی که کیفهای پر از دلارهای نفتی را این طرف و آن طرف می¬برند و به این و آن می¬دادند؛ توانستند آنها را بخرند. چرا؟ چون آنچه که آنها در دل و جانشان داشتند، یک ایمان سطحی آسیب پذیر بود. هر اندیشه و اقدام و راهی که به ارزشهای معنوی و اسلامی متکی نباشد؛ همین آسیب پذیری را دارد. زرق و برق دارد؛ اما زایل شدنی است. دشمنی آنها با این ملت و با نظام اسلامی، در حقیقت دشمنی با اسلام است.چرا با اسلام دشمنند؟ چون اسلام نمی-گذارد مردم زیر بار دشمن متجاوز بروند. اسلام، انقلاب را حفظ می¬کند و نمی¬گذارد دشمن مجدّداً بر کشور تسلط پیدا بکند. اسلام، از تسلیم شدن ملت در مقابل دشمن مانع می¬شود، لذا با اسلام به عنوان یک عامل مزاحم مخالفند. خیال نکنید با نماز و روزه¬ی کسی مخالفند . نماز روزه¬یی که معنای آن ، مقاومت و ایستادگی نباشد؛ آنها با آن :اری ندارند و نسبت به آن حساسیتی پیدا نمی¬کنند. آنها با اسلام مخالفند؛ چون اسلام با نماز و روزه وزکاتش، مؤمن را با خدا متصل و دلها را محکم می¬کند و از هر انسانی، یک کوه استوار می¬سازد. ملتی که این گونه باشد؛ در مقابل دشمنان تسلیم نمی¬شود و سر تعظیم خم نمی¬کند. آنها از این واقعیت می¬ترسند؛ به همین خاطر از چنین اسلامی متنفرند و ناراحتند. ۲. البته ملت شریف هوشند فداکار ما بدانند، کسانی هستند که متأسفانه اسمشان هم ایرانی است، متعلق به همین آب و خاکند، ادعای فهم سیاسی و روشنفکری هم می¬¬کنند، اما نمی¬توانند این حجت واضح و روشن را ببینند. با جمهوری اسلامی مخالفت می¬کنند، در حالی که می¬بینند شیاطین و شریرها و قلدرها و دستگاههای منفور عالم، با جمهوری اسلامی بدند. باید می¬فهمیدند که وقتی نظامی مثل جمهوری اسلامی هست و شیطانها در مقابل آن صف کشیده¬اند، هر انسانی که ضد شیطانها و شیطان صفتهاست، بایستی پشت این نظام قرار بگیرد و از آن دفاع کند. من تعجب می¬کنم از کسانی که ادعا می¬کنند شم سیاسی دارند، یا ادعای روشن¬فکری می¬کنند و دشمنی دشمنان بشریت را با جمهوری اسلامی می¬بینند، در عین حال از اینکه با جمهوری اسلامی اظهار مخالفت کنند، خجالت نمی-کشند. اینها وجدانشان مرده و چشم دلشان کور شده است، اگرچه ممکن است دارای فهم سیاسی و به اصطلاح جزو قشرهای روشنفکر هم باشند. من معتقدم، این حجت خداست که به نفع جمهوری اسلامی تمام کرده است. هر جا جناح خبیث و پلید و منفوری هست، با جمهوری اسلامی بد و مخالف و دشمن است، درست مثل زمان رسول اکرم(صلّی الله علیه و اله و سلّم) که اشراف فاسد و زورگو ها و دشمنان طبقات مظلوم و محروم و کسانی که خودشان به این طبقات ظلم می¬کردند و منافقان که در دلشان مرض بود، با دعوت پیامبر مخالفت کردند. امروز عیناً همان جناحها در برابر جمهوری اسلامی ایستاده¬اند؛ چون جمهوری اسلامی راه پیامبران را طی می¬کند.
 
< بعد   قبل >
   

حاضرین در سایت

حاضرین در سایت : 1 نفر مهمان
 
Mitra Global CMS Mitra Global CMS Mitra Global CMS Mitra Global CMS Mitra Global CMS Mitra Global CMS Mitra Global CMS Mitra Global CMS Mitra Global CMS
Mitra Global CMS Mitra Global CMS Mitra Global CMS
   
Mitra Global CMS Mitra Global CMS Mitra Global CMS