Mitra Global CMS Mitra Global CMS Mitra Global CMS
 

ورود به سایت






دریافت رمز عبور
عضویت در سایت
 
Mitra Global CMS Mitra Global CMS Mitra Global CMS
گروه فكري فرهنگي تمهيد
Mitra Global CMS Mitra Global CMS Mitra Global CMS Mitra Global CMS Mitra Global CMS Mitra Global CMS Mitra Global CMS Mitra Global CMS Mitra Global CMS
 

لینک Rss مطالب

   
انقلاب اسلامی و مبانی باز تولید فکری آن 3
28 خرداد 1387 ساعت 10:07

چکیده فصل دوم (ادامه چکیده آقای فیروزآبادی)
ماهیت ، ضرورت و ارکان نقد در جمهوری اسلامی لازمه بقاء یک نظام باز تولید مشروعیت آن است. هر چقدر وفاق میان نخبگان غیر رسمی و نخبگان رسمی بیشتر باشد قدرت بازنمایی مشروعیت آن نظام بیشتر می‌شود. یک نظام مستقر باید بتواند با ایجاد تغییراتی مناسب، نسبت به جریانات و ایدئولوژی‌های رقیب و تغییر و تحولات اجتماعی مشروعیت خود را باز یابد. مبانی مشروعیت نظام جمهوری اسلامی به دو مؤلفه حقانیت و مشروعیت تقسیم می‌شود. حقانیت ناظر به محتوا، کیفیت، غایت و جهت‌گیری‌های اصلی و ویژگی‌های شخص حاکم و ابعاد تکلیفی نظام است. مقبولیت نیز ناظر به چگونگی و شیوه حکومت، ابعاد شکلی و حقوقی افراد، کارآمدی ، رضایت و پذیرش عمومی نظام است. ...

چکیده دوم

 فصل دوم ماهیت ، ضرورت و ارکان نقد در جمهوری اسلامی لازمه بقاء یک نظام باز تولید مشروعیت آن است. هر چقدر وفاق میان نخبگان غیر رسمی و نخبگان رسمی بیشتر باشد قدرت بازنمایی مشروعیت آن نظام بیشتر می‌شود. یک نظام مستقر باید بتواند با ایجاد تغییراتی مناسب، نسبت به جریانات و ایدئولوژی‌های رقیب و تغییر و تحولات اجتماعی مشروعیت خود را باز یابد. مبانی مشروعیت نظام جمهوری اسلامی به دو مؤلفه حقانیت و مشروعیت تقسیم می‌شود. حقانیت ناظر به محتوا، کیفیت، غایت و جهت‌گیری‌های اصلی و ویژگی‌های شخص حاکم و ابعاد تکلیفی نظام است. مقبولیت نیز ناظر به چگونگی و شیوه حکومت، ابعاد شکلی و حقوقی افراد، کارآمدی ، رضایت و پذیرش عمومی نظام است. در نظام جمهوری اسلامی با توجه به شرایط گفته شده وظیفه ناقد بیرونی دو چندان است چرا که هم باید بعد حقانیت و انطباق با اصول و معیارها را بررسی کند و هم مقبولیت و رضایت عامه را. چیستی نقد : چون ادعای جمهوری اسلامی تحقق آرمانهای انقلاب اسلامی است؛‌نقد هم باید بر همین پایه بنا باشد. نقد برای تشخیص خوب از بد است و تا ملاک و معیاری برای این کار نداشته باشیم نمی‌توانیم نقد کنیم. اگر قادر به تبیین نباشیم قادر به ارزیابی و نقد نخواهیم بود. اگر بخواهیم نقد درون گفتمانی بکنیم اولین سئوالی که پیش می‌آید این است که انقلاب اسلامی چیست؟ انقلاب اسلامی یک حادثه سیاسی و اجتماعی است که دو عامل دارد. عامل ضروری و علی و عامل بیرونی و مشروط. جوهره انقلاب اسلامی در چهار چیز خلاصه می‌شود : 1. نگاه خاص به عالم و معرفت هماهنگ و طولی ار عالم و عدم تفکیک بین ساحت‌های شناختی، ارزشی، ‌احساسی، رفتاری و اصولی. 2. اسلام خواهی و شیعه گرایی ایرانیان 3. استقلال، ‌آزادی و جمهوری اسلامی 4. قانون اساسی. ضرورت نقد : 1. تبدیل نهضت به نظام : این اتفاق منجر به تغییر انگیزه‌ها،‌خلق فرصت‌ها و دسترسی‌ها می شود و خطراتی نظیر تشدید رابطه قدرت و ثروت نهضت را تهدید می‌کند. 2. اغوا : شکلی از اعمال قدرت است که اعمل شونده قدرت از اعمال کننده قدرت بی خبر است. نقاد باید افشا کننده اغواگری‌ها باشد. 3. مصلحت اندیشی‌های کاذب : اگر حدود مصلحت و نسبت آن با مبانی، اصول ، سیاست‌ها و راهبردهای اصلی نظام تعریف نشود به تدریج مصالح عملگرایانه جای خود را به این اصول می‌دهند. مصلحت‌اندیشی‌های کاذب یا برای نادیده گرفتن اصول نظام است و یا برای تامین منافع عده‌ای خاص که هر دو فساد خیز است. 4. تغییرات اجتماعی : توجه به عمق تغببرات اجتماعی، سمت و سوی آن، ارادی و یا غیر ارادی بودن آنها و عکس‌العمل مناسب از سوی نخبگان جامعه ضرورتی دو چندان است. 5. ایدئولوژی‌های رقیب : دفاع ایدئولوژیک از ارزش‌ها و آرمان‌ها و لایه های تو در توی انقلاب اسلامی از دیگر وظایف منتقد است. مقابله با ایدئولوژی‌های رقیب که کلیت انقلاب و نظام برخاسته از آن را به چالش می‌کشند از وجوه ایفای نقش مثبت منتقد است. 6. تحولات بین‌الملل : نسبت انقلاب اسلامی با چالش‌های کنونی جهان، خطر القای برتری و استیلای غرب در صورت عدم ایفای نقش منتقدان و خطر مرعوب شدن در برابر غرب با عباراتی همچون هم‌پیوندی با نظام جهانی، تعامل با اقتصاد جهانی و ... عرصه‌هایی است که ضرورت حضور منتقدان را نشان می‌دهد. 7. انطباق شرایط ساختاری انقلاب اسلامی با وضع جاری : اسنکه انقلاب اسلامی در قالب جمهوری اسلامی تا چه حد در جهت تحقق اهداف و ارمان‌ها و شعارهای خود در عرصه‌‌های اقتصادی، فرهنگی، سیاسی و اجتماعی توفیق داشته است؛ از وظایف منتقدان است. مثلا آیا رابطه قدرت-ثروت در طول این سال‌ها کمتر شده است و یا نه؟ ارکان نقد 1. شناخت جوهر، معیارها، اصول، شعارها، قانون اساسی و فلسفه حاکم بر آن 2. اولویت و اهمیت کانون‌های نقادی خارج از دولت : معمولا مسئولان با عباراتی نظیر پیچیدگی، تخصصی بودن، اجتناب ناپذیر بودن، مقدس بودن و ... تصمیمات خود را توجیه می‌نمایند. در این میان حوزه‌ها و دانشگاهیان نقش کم نظیری دارند. روحانیون در سازماندهی و هدایت انقلاب، فراگیر شدن و اجتماعی شدن آن و رهبری و اداره نظام نقش جدی ایفا نمودند. اما این قشر در نظریه پردازی، نظام سازس و نقادی نظام نقش چندانی ایفا ننموده است. 3. نسبت محتوایی نقد با فرهنگ و تاریخ و هویت ایرانی 4. به روز بودن، فهم شرایط داخلی و خارجی و چالش‌های جهان معاصر است. 5. ارائه الگو و راه‌‌حل‌هاب متناسب با موارد مطروحه دوره‌های نقد در جمهوری اسلامی • 1357-1368 نقد درون گفتمانی • 1368-1376 دوران سکوت و توجیه • 1376-1384 نقد خارج از چهارچوب : حضور گفتمان رقیب در عرصه عمومی معنا دارد اما در عرصه نهادهای حکومتی نه.

 
< بعد   قبل >
   

حاضرین در سایت

حاضرین در سایت : 3 نفر مهمان
 
Mitra Global CMS Mitra Global CMS Mitra Global CMS Mitra Global CMS Mitra Global CMS Mitra Global CMS Mitra Global CMS Mitra Global CMS Mitra Global CMS
Mitra Global CMS Mitra Global CMS Mitra Global CMS
   
Mitra Global CMS Mitra Global CMS Mitra Global CMS