Mitra Global CMS Mitra Global CMS Mitra Global CMS
 

ورود به سایت






دریافت رمز عبور
عضویت در سایت
 
Mitra Global CMS Mitra Global CMS Mitra Global CMS
گروه فكري فرهنگي تمهيد
Mitra Global CMS Mitra Global CMS Mitra Global CMS Mitra Global CMS Mitra Global CMS Mitra Global CMS Mitra Global CMS Mitra Global CMS Mitra Global CMS
 

لینک Rss مطالب

   
اندیشه شهید آوینی پیرامون انقلاب اسلامی
01 ارديبهشت 1387 ساعت 12:34

گزیده ای از اندیشه شهید آوینی پیرامون انقلاب اسلامی، جمهوری اسلامی و امام خمینی(ره)
چکیده کتاب آغازی بر یک پایان
حسین واعظی - دانشگاه علوم و فنون مازندران

 

داغ بي تسلي امام (ره) به ما آموخت كه انتظار در مبارزه است و اين بزرگترين پيام او بود و پس از او اگر باز هم اميدي ما را زنده نگه مي دارد همين است كه براي ظهور آخرين جهت حق مبارزه كنيم. امام رفت و زمين ماند و ما نيز با داغ جراحتي سخت بر دل و باري سنگين بر دوش ، امام رفت تا بار تكليف ما بر گره ي عقل و اختيارمان باز شود و همان سان كه سنت لايتينّم خلقت بوده است چرخه بليات ما را نيز به ميدان كشد و آزموده شويم. فصل دوم مبشر صبح ديديم كه مي شناسيش بيش تر از خود تا آنجا كه خود را در او يافتيم مي ديديم كه چشمانش فاني است،...

داغ بي تسلي امام (ره) به ما آموخت كه انتظار در مبارزه است و اين بزرگترين پيام او بود و پس از او اگر باز هم اميدي ما را زنده نگه مي دارد همين است كه براي ظهور آخرين جهت حق مبارزه كنيم. امام رفت و زمين ماند و ما نيز با داغ جراحتي سخت بر دل و باري سنگين بر دوش ، امام رفت تا بار تكليف ما بر گره ي عقل و اختيارمان باز شود و همان سان كه سنت لايتينّم خلقت بوده است چرخه بليات ما را نيز به ميدان كشد و آزموده شويم. فصل دوم مبشر صبح ديديم كه مي شناسيش بيش تر از خود تا آنجا كه خود را در او يافتيم مي ديديم كه چشمانش فاني است، اما نگاهش باقي؛ مي ديديم كه لبانش فاني است اما كلامش باقي اما زمين مهبط است. نه خانه ي وصل. در اينجا نور از نار مي زايد و بقا در فناست و قرار در بي قراري زمين معبر است و نه مقره پروانه اي دوران دگر ديسي اش را به پايان برد و بال گشور و پيله اش چون لفظي تهي از معنا از شاخه ي درخت فرو بست. فصل سوم امام (ره) و حيات باطني انسان تاريخ تمدن آن سان كه غربي ها نگاشته اند. تاريخ غلبه ي انسان ها بر طبيعت است در جهت تمتعي مسرفانه، آنان به مقتضاي همين روح عصيان گري كه در بشر امروز دميده مي شود انگاشته اند كه پيشينيان نيز غايتي جز اين نداشته اند و لذا از حقيقت وجود انسان بر كره ي خاك غفلت كرده اند و افسوس كه ديگر قدر. احياكنندگان حيات باطني انسان ها را نمي دانند و از اين جهت است قدر حضرت امام (ره) را نيز در نخواهد يافت. فصل چهارم دهه ي شصت و امام خميني (ره) حيات انسان هايي چون امام نفخه اي از نفخات روح ا... است كه در تن انسان مي دهد اينان چون ديگر ابناي بشر از خاك روييده اند اما چون ديگران در خاك نمانده اند. امام خميني پيامبر تازه اي نبود اما از يادآوران بود از مخاطبان انّا انت مُذكّر كه عهد فطري مردمان با خداوند را به آنان يادآوري كرده و بعد از چند قرن كه از هبوط بشر در مصداق جمعي كل مي گذشت چونان اسلاف خويش دوره اي از جاهليت را شكست و عصر ديگري از دينداري را آغاز كرد. فصل پنجم گرداب شيطان انقلاب ما، انقلابي بود كه بر پايه يك نظام فكري مستقل وقوع يافته است و چه در طول مبارزه و چه بعد از تأسيس اسير قدرت هاي شيطاني جهان نگشته است و لذا اصل نه شرقي و نه غربي جمهوري اسلامي در واقع صورت تبلور يافته همان تفكري است كه انقلاب ما بر آن متكي شده است. نظام فكري حاكم بر جهان نظام واحدي است كه در طول چند قرن ظهور تمدن غربي تدوين يافته است و يك انقلاب جوان كجا مي تواند كه به طور مثال تعليمات دانشگاهي خويش را بر مبناي معتقدات و نظام ارزشي خويش تدوين كند يك انقلاب جوان به محض پيروزي بايد به سراغ اصول مدوني برود كه نظام يكپارچه جهاني در طول اين قرن ها به آن دست يافته و اين شامل اصطلاحات فني تا سناريوهاي تفضيلي توسعه اقتصادي مأخوذ از تجربيات كساني است كه نه در غايات و نه در روش ها با ما اشتراك حقيقي ندارند و نداشته اند. و اما عواملي كه تا امروز ما را از اين گرداب شيطاني محفوظ داشته اولاً رهبري امام بوده و ديگر وجود جنگ تحميلي بود كه هرگز اجازه نداد به اوتوپياي توسعه يافتگي، افق آرماني حركت ما را بپوشاند. فصل ششم در برابر فرهنگ واحد جهاني از ابتداي خلقت بودند كسانيكه داعيه سلطنت بر كل جهان را داشته باشند همچون چنگيزها ، هيتلرها ... اما هيچ كدام به طور كامل موفق به چنين امري نشدند . اما اكنون شاهد هستيم كه يك نظام سلطه ي جهاني با ابزارها و وسايل گوناگون بر جهان مسلط شده است. در حال حاضر اين فرهنگ واحد جهاني كه نشأت گرفته از فرهنگ غرب است در حال نابود كردن تمامي فرهنگ ها در كشورهاي مختلف است. و اما از ميان عواملي كه آمريكا را يعني پرچمدار اين فرهنگ جهاني براي سلطه ياري داده است مي توان به موارد زير اشاره كرد. 1) تكنولوژي مدرن است كه نظام هاي سلطه اي جهاني براي نيل به اهدافشان استفاده مي كنند. 2) دومين عامل خود انسان ها و ضعيف النفس بودن آنهاست چرا كه توانسته اند تمام حوائج مادي را بر طرف كنند و انسان ها را از حيات باطني خويش غافل كنند. 3) حمله ي تبليغاتي، استفاده از شبكه ي واحد ارتباطات و نظامي گري روي هم رفته ايجاد ترس و وحشت براي حكومت ها و ملت هايي كه قصد ارزيابي اين نظام واحد جهاني را دارند نيز از ديگر عوامل است. فصل هفتم پروسترويكاي اسلامي وجود ندارد. اومانيسم يا در مصداق جمعي بشر ظاهر مي شود و كار به جامعه پرستي و سوسياليسم مي كشد و يا در مصداق فردي بشر به فردپرستي مي انجامد و اما جمهوري اسلامي آن سان كه در نظر امام وجود داشت نظامي است مبتني بر ولايت كه به رأي جمهور مردم نيز تكيه دارد و اين معنا را هرگز نبايد با دمكراسي خلط كرد دموكراسي را مي توان مسامحتاً اينچنين معنا كرد: حكومت مردم بر خويش براساس قوانيني كه خودشان وضع كرده اند در حاليكه در حكومت اسلامي امكان عدول از كتاب ا... وجود ندارد و حق قانون گذاري غيرمشروط از مردم سلب گشته است و قوانين پارلماني تنها در حدود شرع مشروعيت مي يابند. و اما بايد اين سؤال را از خود پرسيد كه چرا از اثبات مغايرت بين حكومت اسلامي و دموكراسي مي هراسيم ؟ زيرا براساس تبليغات جهان غرب اين قرار گرفته كه هر چه غير دموكراسي است استبداد است. فصل هشتم وفاق اجتماعي وفاق اجتماعي وقتي حاصل مي شود كه مردم جامعه اي بر امري معين به اتفاق و اتحاد دست يابند و چون فردي واحد عمل كند البته بايد توجه داشت كه هر چه عموم مردم بر آن اجتماع دارند لزوماً حقيقت و عدالت نيست و ميزان تشخيص حق از باطل نيست همچون راشيسم هيتلري كه اكثريت مردم آلمان بر آن اتفاق داشتند اما اين را بايد قبول كرد كه توافق اجتماعي لازمه ي ايجاد و بقاي حكومت ها است. درباره ي كيفيت وفاق اجتماعي نيز بايد گفت كه اگرچه عوامل بيروني همچون تبليغات مي توانند در رساندن مردم به يك توافق مؤثر باشد اما اصل همان تحول دروني است. اما مي توان گفت كه وفاق بر محور ملّيت امكان پذير نيست مليت «ناسيوناليسم» هرگز بدون معتقدان ديني و فرهنگ و ادب معنا نخواهد شد و البته وفاق بر محور دين نيز نمي تواند در نسبت با شريعت كه ظاهر دين است به وجود بيايد وفاق بايد در نسبت با حقيقت دين ايجاد شود كه ولايت است. وفاق اجتماعي مردم ايران به رهبري امام امت و تأسيس حكومت اسلامي بود حتي اين وفاق بر دشمني نظام شاهنشاهي نيز مبتني نبود بغض آنان در برابر رژيم شاه به تبع حب آنان نسبت به امام و اسلام وجود پيدا كرده بود و اگر حضرت اسراري بر سرنگوني شاه نمي داشت اين امر توسط مردم واقع نمي شد. فصل نهم اسلاميت يا جمهوريت جمهوري اسلامي تعبيري نيست كه از انظمام دو جزء جمهوريت و اسلاميت حاصل شده باشد، اين تعبير را بنيانگذار آن براي حكومت اسلامي آن سان كه دنياي امروز استطاعت قبول آن را دارد ابداع كرده است چرا كه براي ذهن انسان امروز جمهوريت تداعي كننده پارامانيسم و انواع دموكراسي است در حاليكه از اسلاميت هيچ مصداق روشني براي يكه نظام حكومتي وجود ندارد. و اما وجه تمايز بين دموكراسي از غير آن نه بوجود قواي سه گانه و پارامانيسم است بلكه بر سر وجود قوانيني است كه توسط بشر وضع مي شود و بنابراين است كه قواي سه گانه و يا پارلمانيسم وجود پيدا مي كند و در اين نوع حكومت ها حق وضع قوانين علي الاصاله به بشر سپرده مي شود. و اما اركان عملي نظريه ولايت فقيه كه تنها صورت ممكن تأسيس حكومت اسلامي است در قياس با ديگر حكومت ها در اين است كه مشروط است البته ، مشروط نه به معني متعارف بلكه حكومت كنندگان در اجرا و اداره مقيد به يك مجموعه شرط هستند و آن همان احكام و قوانين اسلام است در حكومت اسلامي جمهوريت در طول اسلاميت و به تبع آن وجود دارد. حكومت اسلامي واقعيتي نيست كه فارغ از اتفاق جمهور فعليت پيدا كند چرا كه مي دانيم حق ولايت و حاكميت براي زمامداري معلول اتفاق مردم است ولي اين بيعت شرطي است كه تا محقق نشود حاكيست و خلاقيت ظاهري فعليت پيدا نمي كند. فصل دهم بنيان سفسطه بر باد است دعواهايي كه هم اكنون در عرصه سياست شاهد آن هستيم كه تحت نام مديريت فقهي و مديريت علمی مي باشد مرادشان چيست؟ و چه چيزي را دنبال مي كنند؟ در حكومت اسلامي مديريت علمي در طول ولايت فقط معنا دارد و منظور از مديريت علمي مديريتي است كه احكام عملي و قواعد خويش را از علم و منظور از مديريت فقهي مديريتي است كه احكام و قواعدش را از دين اخذ مي كند و با كمي تأمل مي توان دريافت كه دعواها تماماً بر سر قدرت طلبي است و مناديان چنين مباحثي قصد دارد كه فقها تمام امور را به غير خويش واگذار كنند. از ديگر مدعيان اين آقايان ولايت مشروط فقيه است كه خود سخني گزاف است چرا كه اصول ولايت فقها مشروط به احكام و سنت اسلام است. فصل سيزدهم ايمان منجي جهان فرداست امپراطوري ارتباطات، دهكده ي جهاني ، اين الفاظ بيشتر به جاي اينكه ما را بترساند ما را بايد متوجه يك واقعيت كند. آنها با القاي ارزش ها و آمال خود به واسطه ي اين شبكه ي به هم پيوسته ارتباطات به دنبال عوض كردن آمال ، ارزش هاي مي باشند. غايات ما را نيز دست خويش تغيير دهند و كدخداي اين امپراطوري ما را به اين جهت به همزيستي مسالمت آميز دعوت مي كند تا بتواند خود را راحت تر بر اريكر قدرت بنشاند و فرصت چون و چرا كردن درباره ي ارزش ها مقبول خود را از ما بگيرد تا ما هرگز به ضرورت انقلاب نرسيم. آنها با القاي الفاضي چون «توسعه يافته» و « عقب مانده» «جهان سوم» و «پيشرفته» به دنبال اين هستند تا به ما بفهمانند كه كمال انساني در اينهاست و ما را مجبور به پذيرش ارزش ها و روش هاي خود كنند. و بر مردمان جهان اگر ترس از مرگ و عدم آرامش بر تفكر انسان سايه نمي انداخت در مي يافتند كه چقدر خسته شده اند، بشر بعد از قرن ها زمين گرايي و خودپرستي احساس مي كند كه نيازمند عالم معنا است. فصل چهاردهم نظم نوين جهاني و راه فطرت رسانه هاي گروهي مردمان را با توّهم از اختيار مطلق فريفته اند و آراي آنها را مستبدانه ، اما پنهاني در صورتي از يك اتحاد ظاهري استحاله بخشيده اند. رسانه ها آزادي تأمل ، تفكر و انتخاب را از شهروندان سلب كرده اند اما در عين حال مردم القائات زيركانه ي رسانه ها را حرف دل خويش انگاشته اند. حرف ما اين است كه اين امپراتوري فقط يك امپراتوري سياسي نيست لازمه آنكه اين امپراتوري تحقق پيدا كند آن است كه فرهنگ غرب نيز بر سراسر جهان حاكميت يابد و غرب اگرچه در جهت بسط حاكميت سياسي خويش به مراتب از اعمال زور سود مي جويد اما فرهنگ خويش را با زور نمي قبولاند، فرهنگ غرب بشر را از درون تسخير مي كند چرا كه بر دعوات و غايات با نفس اماره اشتراك دارد و بر همين اساس سر سپردن به غرب قبول ولايت شيطان است.

 
< بعد   قبل >
   

حاضرین در سایت

حاضرین در سایت : 8 نفر مهمان
 
Mitra Global CMS Mitra Global CMS Mitra Global CMS Mitra Global CMS Mitra Global CMS Mitra Global CMS Mitra Global CMS Mitra Global CMS Mitra Global CMS
Mitra Global CMS Mitra Global CMS Mitra Global CMS
   
Mitra Global CMS Mitra Global CMS Mitra Global CMS