|
15 ارديبهشت 1387 ساعت 16:33 |
|
نويسنده: شهريار - زرشناس
منبع: ماه نامه - زمانه - 1381 - شماره 5 و 6، بهمن و اسفند
اغراض سياسي، همواره ايدههاي فرهنگي را دستخوش پيرايه و ناخالصي ميسازند و امواج تحولات سياسي --- اجتماعي را به سمت و سويي خاص ميكشانند. از پيوند پيرايههاي نژادگرايانه به آئين زرتشت و رسوب برتريجوييهاي نژادي بر حكمت يوناني گرفته تا قومگراييها و وراثتمحوريهاي امويان و عباسيان؛ و از باستانگرايي پادشاهان گرفته تا غربزدگي تحصيلكردگان و روشنفكران، جملگي در هالة غبارگونهاي از مطامع كانونهاي سياست و قدرت تولد يافتهاند.
يكي از اين ايدههاي فرهنگي ناپالوده در تاريخ معاصر كشور ما، انديشه ترقي يا مدرنيته است كه در طول تاريخ پرالتهاب صدساله اخير، هرگز نتوانست از مفاهيم و انگيزههاي سرگردان خويش، جامهاي براي پيكرة اجتماعي ايران بدوزد.
مدرنيته در تاريخ سياسي ايران معاصر هماره يا درون آتش و يا با دستي از دور بر آتش، هزارگونه نقش عوض كرد تا ديباچه و فرجامچة دفتر تحولات ساختاري جامعه ايران را طراحي كند، اما همچنان، در نقص و ناراستي و ناشكيبي غوطهور است... |
|
ادامه مطلب...
|